تبلیغات
خاطرات رنگارنگ
جایی برای ساختن خاطرات...
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 اسفند 1391 توسط مهشاد

موقعی که نظر می خواید بگذارید,سرتونو بکوبید رو کیبورد,هرچی شد به عنوان نظر برام بگذارید!

ما بعضی وقتا یه مردی به اسم آقای آل آقا میاد مدرسه مون برامون حرف می زنه.ما هم گوش نمی دیم!حالا با اونش کاری نداریم.یه روز که اومده بود مدرسه مون بعد از اینکه حرفاش تموم شد,بچه های ما ریختن رو سرش که ازش امضا بگیرن!یه همچین بچه هایی داریم ما...دستشون به بازیگرای هالیوود نمی رسه,از این بنده خدا امضا می گیرن!!

یادمه چند سال پیش که رفته بودیم مشهد,تو تیراژه یه چیز جالبی دیدم.تو یکی از طبقه هاش یه پیتزایی هست,ما هم اون موقع جلوی اون وایساده بودیم,من فکرم یه جای دیگه بود,ولی چشمم به اسم پیتزاییه,همون موقع به نظرم اسمش یه کم عجیب اومد.یک دفعه مطلبو گرفتم اسم پیتزایی این بود:پیتزا ک.و.ن.ی!!!(بر اساس یک خاطره ی کاملا واقعی!!!)

خب دیگه برای فعلا بسه.خداحافظ تا بعد

 

 



درباره وبلاگ

من این وبلاگو ساختم تا بتونم خاطره ها و ماجراهای جالبی که برام اتفاق افتاده رو توش ثبت کنم.از این وبلاگم هم خیلی راضیم.امیدوارم شما هم راضی باشید و از مطالبم لذت ببرید.
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


مدل لباس
ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ