تبلیغات
خاطرات رنگارنگ
جایی برای ساختن خاطرات...
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اسفند 1391 توسط مهشاد

وقتی دلم آشوب می شود، نیروهای خودسر را به قلب خود می فرستم.

بلوایی که ایجاد کرد، به خوردن حلوای ختمش ختم شد.

«اتوبان»، شخصی است که از اتو محافظت می کند.

رختخواب، باوفاترین همخوابه ی دنیاست.

در راهپیمایی میوه ها، پیاز به میوه های معترض گاز اشک آور شلیک می کرد.

معتقد بود کچل نیست بلکه موهایش نامرئی هستند.

پاییز فصل کوچ عمودی برگ هاست.

اشکال دل هایی که مثل آینه صافند این است که نور را جذب نمی کنند.

علف، مجازات هرزگی باغچه است.

اشک های فرهاد، شیرین بود.

قبله نمای من همیشه جای تو را نشان می دهد.

شیر بهایش را یارانه ای حساب کردند.

حیوانات جمهوری خواه، شیر را از جنگل بیرون کردند.

هیچ داروی خواب آوری حریف یاد تو نیست.

کوی معشوق، مسلخ عشاق است.

چون ماشین زندگی اش دنده ی خوشبختی نداشت آن را خلاص کرد.

فیلم «روز جدایی» به صورت شبانه روزی در مغزم اکران می شود.

وصیت کرده بود کفنش را از لباس عروس معشوقه اش بدوزند.

 



درباره وبلاگ

من این وبلاگو ساختم تا بتونم خاطره ها و ماجراهای جالبی که برام اتفاق افتاده رو توش ثبت کنم.از این وبلاگم هم خیلی راضیم.امیدوارم شما هم راضی باشید و از مطالبم لذت ببرید.
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


مدل لباس
ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ