تبلیغات
خاطرات رنگارنگ
جایی برای ساختن خاطرات...
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 شهریور 1392 توسط مهشاد
بچه ها من دارم میرم تهران تا آخر شهریور هم بر نمی گردیم پس تا اون موقع پست جدید بی پست جدید بعد از اون دیگه خدا کریمه.معلوم نیست دفعه ی بعدی که وقت کنم بیام به وبم سر بزنم کی میشه.پس اگه خوبی دیدین دعام کنین بدی دیدین حلال کنید تروخدا نزارین برم جهنم.از همه ی کسایی که از وبم بازدید میکنن تشکر میکنم و یه ماچ گنده ی از راه دور براشون میفرستم.ایشاالله برمیگردم یه عالمه نظر ببینم خیله خب اها اینم بگم امشب یه مارمولک گرفتم بردمش تو حیاط گذاشتمش بعد نمی دونم چی شد یه دفعه چشمای مارمولکه عین خمیر زد بیرون.هیچی دیگه کور شد بدبخت دو ساعت بعدم رفتم دیدم هنوز همون جایی که گذاشتمش مونده داره میمیره.وااای خیلی وحشتناک بود.

درباره وبلاگ

من این وبلاگو ساختم تا بتونم خاطره ها و ماجراهای جالبی که برام اتفاق افتاده رو توش ثبت کنم.از این وبلاگم هم خیلی راضیم.امیدوارم شما هم راضی باشید و از مطالبم لذت ببرید.
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


مدل لباس
ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ