تبلیغات
خاطرات رنگارنگ
جایی برای ساختن خاطرات...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 مرداد 1392 توسط مهشاد

این خانوم(یا آقا)کیه که با اسم من و ادرس وبم برای دیگران نظر میده؟الان رفته چند تا نظر برای یکی از لینکام داده کلی گیجش کرده.این چه کاریه آخه؟بابا نکنید این کارا رو.برا خودمم نظر داده....

لازم نیست دیگه واسه محمد طاها کوچولو غصه بخورید.محمد طاها پیدا شده.به مادر پدرش و همچنین به خود محمد طاها خیلی تبریک میگم امیدوارم دیگه هیچوقت گم نشه.

به زودی میخوایم بریم تهران+قبلش میخوایم بریم عروسی.از عروسی خوشم میاد ولی از اون صدای بلند آهنگش بدم میاد.همش احساس می کنم یه چیزی تو ریه هامه خودمم خیلی به آهنگ علاقه ای ندارم واسه همین باعث میشه بیشتر بدم بیاد.تهرونم که عاشقشم عزیز دلمه هواشو اصن دوست ندارم ولی بقیه چیزاشو خیلی دوست دارم.یکی دیگه از دلایلی که تهران رو خیلی دوست دارم اینه که خاله های عزیزم(که خیلی دوستوشون دارم)تهران اند.

یه رمان خارجی زبان اصلی جالب دارم میخونم که خیلی جالبه.داستانش درباره ی یه دختری به اسم Nicole هستش که مادرش رو تو یه آتش سوزی  تو ژاپن از دست داده،برای همین از ژاپن وحشت داره.همینطور از هواپیما،موتور و ترن هوایی.اما اتفاقی به دوست دوران کودکیش بر میخوره که در ژاپنه و میتونه  همه چیز رو رواجع به اون آتش سوزی بهش بگه...

اسمش هم rain song هست گفتم اگه خواستین برین بگردین پیداش کنید و بخونید.(من دانلودش کردم پیشنهاد میکنم به جای کتابفروشی تو گوگل دنبالش بگردین)

خوب دیگه فعلا بای.



درباره وبلاگ

من این وبلاگو ساختم تا بتونم خاطره ها و ماجراهای جالبی که برام اتفاق افتاده رو توش ثبت کنم.از این وبلاگم هم خیلی راضیم.امیدوارم شما هم راضی باشید و از مطالبم لذت ببرید.
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


مدل لباس
ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ