تبلیغات
خاطرات رنگارنگ
جایی برای ساختن خاطرات...
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 توسط مهشاد

اول از همه 2 جوک:

بخورمت جیگررررر!(گفتگوی غضنفر با گوسفند!)

یارو زنگ آیفونو زده,میگه کیه؟منم هول شدم گفتم ببخشید اشتباه گرفتم!

دستخط معلم ادبیات ما واقعا شاهکاره!فکر کنم به زودی یه فونت جدید از رو دستخط معلممون درست کنن!

شمام مثه من بودید که تو بچگی هی شغل آینده تون رو انتخاب کنید بعد دوباره عوضش کنید؟من که اول می خواستم دکتر بشم بعد مهندس هوا فضا بعد وکیل بعد مهندس عمران بعد مترجم بعد دکتر تغذیه!!!حالا که دیگه حسابی فکرام رو کردم میخوام مهندس نرم افزار بشم!

امروز من و مارال و مریم همش سر چیزایی که برا هم آوردیم داشتیم دعوا می کردیم.یه زنگ کامل سر هم دیگه داد می زدیم و جیغ!طوری که واقعا من داشتم دیوونه می شدم!(حتما میگید عجب دوستایی که با هم دعوا می کنن ولی این دعوامون بیشتر جنبه ی طنز داشت!)

دلم یه چیزی می خواد ولی نمی دونم چی!

آها دلم آب می خواد!

اولش photoshop سخته ولی یواش یواش آسون میشه.خیلی خوبه حتما بگیرینش.

 



درباره وبلاگ

من این وبلاگو ساختم تا بتونم خاطره ها و ماجراهای جالبی که برام اتفاق افتاده رو توش ثبت کنم.از این وبلاگم هم خیلی راضیم.امیدوارم شما هم راضی باشید و از مطالبم لذت ببرید.
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


مدل لباس
ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ