تبلیغات
خاطرات رنگارنگ
جایی برای ساختن خاطرات...
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 فروردین 1392 توسط مهشاد

سلام,خوبید دیگه؟بیکار بودم گفتم بیام یه آپی بکنم.الان نشستیم تو هال و داریم برای هزارمین بار جومونگ رو می بینیم.میگید چرا؟آخه داداش من عاشق جومونگه.ولی من دیگه حالم ازش بهم می خوره.هر روز می گرده ببینه کدوم کانال جومونگ داره می زنه اونو ببینه.نمیزاره هیچکسی هم چیز دیگه ببینه.الان من این احساسو دارم:

چند روزه که فقط داریم می ریم عید دیدنی.منم چهاردهم کلاس دارم تو کلاسم امتحان دارم.حوصلشم ندارم!!

امروز طوطیمو بردم حموم.هر جند وقت یه بار می برمش.اینقده دوست داره بره حموم.بعد از حموم هم خیلی قیافه ی دیدنی داره!گفتم بد نیست قیافش رو شما هم ببینید:

قیافه ی طوطی من در حالت عادی:

 

 

قیافه ی طوطی من بعد از حمام:

 

 

نمی دونم چرا من هر وقت تو خیابون یه خوراکی می گیرم دستم یه آشنایی جلومون سبز میشه!!!

بچه ها مدرسه داره دوباره باز میشه!!!!.البته من هیچ مشکلی تو درسام ندارم همه ی نمره هام هم عالیه ولی خب بازم مدرسه رفتن خیلی جالب نیست!

بد نبود ولی اگه کوچولو بیشتر می بود....



درباره وبلاگ

من این وبلاگو ساختم تا بتونم خاطره ها و ماجراهای جالبی که برام اتفاق افتاده رو توش ثبت کنم.از این وبلاگم هم خیلی راضیم.امیدوارم شما هم راضی باشید و از مطالبم لذت ببرید.
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


مدل لباس
ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ