تبلیغات
خاطرات رنگارنگ
جایی برای ساختن خاطرات...
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط مهشاد

به این سوال من جواب بدید:چطور یه آدم می تونه 9 روز رو اصلا نخوابه؟زود تند سریع بهم جواب بدید.

احساس می کنم بعضی مطلبام زیاد خوب نیستن.حالا واقعا اینجوریه؟

بزارید یه خاطره براتون تعریف کنم(اینو من از مادرم شنیدم مال بچه گیامه):وقتی چهار پنج سالم بود,یه روز داشتم روی مبلامون بپر بپر می کردم!(حالا بخند ولی آخرش گریه می کنین)اینقده رو مبل پریدم که یه دفعه تعادلمو از دست دادم و افتادم رو زمین.یه جوری افتادم زمین که دندونم گرفت به لب پایینیم و...سوراخش کرد(حالا گریه بکن)یجوری که اگه از سوراخه نگاهمی کردی دندونامو می دیدی!خلاصه من گریه زاری کردم تا منو دیدن و بردن درمونگاه...اونجا لبمو بخیه زدن (اینجا صحنه اش هنوز که هنوزه یادمه)با سوزن و نخ مخصوص افتادن به جون لبم.همین جوریش درد می کرد ولی دردش بیشتر شد.و حالا با این که نزدیک به ده سال از اون روز می گذره(چه زود گذشت!)هنوز جای اون بخیه پایین لبمه.

تو اینترنت نشون می ده این تخم مرغا رو تو یه لیوان آب و رنگ می ندازن رنگ میشه من اینکارو کردم خودم رنگ شدم!

همه می گن حالا که عید ساعت دو ما کی ناهارمونو بخوریم من می گم مگه شما کی ناهار می خورید که به عید نمی رسید؟

 



درباره وبلاگ

من این وبلاگو ساختم تا بتونم خاطره ها و ماجراهای جالبی که برام اتفاق افتاده رو توش ثبت کنم.از این وبلاگم هم خیلی راضیم.امیدوارم شما هم راضی باشید و از مطالبم لذت ببرید.
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


مدل لباس
ابزار وبلاگ

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ